تبليغاتX

زیباترین پیامهای کوتاه SMS اینترنتی
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

 

ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده

شوخی هم ندارم

میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

 

 

قسمت 30 ام جواهری در قصر

 

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

 

 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

 

 

دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه !

 

 

اينگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زيبا...مصمم اما بي خيال...متواض ع اما سربلند...مهر بان اما جدي...سبز اما بي ريا...عاشق اما عاقل.

 

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

 

 

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

 

 

در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

 

 

اگه یک روز باهم رفتیم بیرون. من سردم شد

یه لب……..

یه لب…………

یه لب…………..

یه لبو واسم میخری؟

 

 

یارو  زنش سبزه بوده، سيزده به در ميندازتش بيرون

 

 

خیلی دوست دارم ببینمت

ولی حیف که بلیت باغ وحش گرونه

 

 

يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد

 

قسمت 30 ام جواهری در قصر

نوشته شده توسط اثیر در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 16:25 | لینک ثابت |

قسمت 30 ام جواهری در قصر

يانگوم پس از اينكه مي فهمه امكاني براي برگشتن به قصر وجود داره سريعا پيش مين جانگو مي ره و جريان را بهش مي گه تا اون هم خوشحال بشه.

 

 

بعد هم سريع مي ره پيش بانوي پزشك و از اون مي خواد كه بهش پزشكي ياد بده كه اون هم مي گه : من اصلا تو را براي همين به اينجا آوردم و.....

ادامه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اثیر در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 15:55 | لینک ثابت |

سرانجام يانگوم

 

حتما اين تصوير را به خاطر داريد. درسته وقتي كه بانو هن يانگوم را وسط راه  جيجو تنها مي زاره و با كول باري از درد به ديار باقي ميره.

از اين لحظه جريان انتقام شروع مي شه .انتقام از افرادي كه مادرم دوست مادرم پدرم و همه چيزمو ازم گرفتند فقط براي اينكه قدرت در دستان اونا باشه.

مرگ نابهنگام بانو هن كه همه كس يانگوم بود انگيزه قوي براي گرفتن انتقام از چوئي ها را در يانگوم ايجاد كرد و شايد در اين هنگام داره به خودش مي گه مگر اينكه دستم بهتون نرسه.

 

 

 

ادامه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اثیر در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:14 | لینک ثابت |
 

نوشته شده توسط اثیر در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:2 | لینک ثابت |

جریان ازدواج یونسنگ و شاه

 

جريان از اينجا شروع مي شه كه يونسنگ بعد از اينكه يانگوم به جيجو رفت مثه ديوونه ها شده بود و مدام گريه مي كرد و تو خودش بود.

هر روز مي رفت پشت قصر و اونجايي كه با يانگوم تنها بودن به ياد گذشته مي نشست و براي دوست عزيزش گريه مي كرد.

روزي كارداري براي چك كردن اوضاع قصر به ديدن شاه اومد و يه سگ خوشكل ماماني هم به شاه هديه داد.

سگه هم كه مثل يونسنگ احساس تنهايي وغربت مي كرد داشت برا خودش توي قصر قدم مي زد كه ييهويي يونسنگ اونو مي بينه و شروع مي كنه به تفقد از سگه

 

 

 اين كار چندين مرتبه تكرار مي شه تا يه شب كه شاه با همراهان داشت تو قصر قدم ميزد چشمش به يونسنگ مي افته كه داره گريه مي كنه و مشغول بازي با سگ اونه.

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اثیر در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 17:8 | لینک ثابت |
مرحمی بر دلهای زخم خورده

بچه ها سلام

باید به عرضتون برسونم که درسته توی  قسمتهای قبل همگی ناراحت شدین و اشک ریختین ولی یه نوید بهتون بدم که منتظر باشید که این خانواده کثیف چوئی بالاخره سزای خودشونو ببینن

اینم مدرک نگین دروغ می گم.

ادامه در ادامه مطالب

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اثیر در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 16:55 | لینک ثابت |
 

در قسمت های بعدی سریال با یکی از جذاب ترین قسمت ها ی سریال  روبه رو هستیم .داگ جو به هر ترتیبی خودش را به جی جو می رساند که از احوال یانگوم با خبر باشد.در ادامه جزیره توسط فرمانده ای که ملاحظه می کنید مورد تهاجم قرا می گیرد .

فرمانده دشمن

این تهاجم برای مداوای فرمانده ی((ژاپنی)) دشمن است.چون آنان شنیده اند که یک پزشک ماهر در جزیره وجود دارد که می تواند او را مداوا کند.اما  خانم پزشک در قصر جزیره نیست .داگ جو یانگوم را برای مداوا فرمانده معرفی می کند.یانگوم قبول نمی کند و داگ جو توسط دشمنان مورد تهدید به مر گ قرار می گیرد .

داگ جو جان

یانگوم هم به ناچار با ترس و لرز فراوان می پذیردو فرمانده را مداوا می کند واین فرمانده اولین بیمار شفاداده شده ی یانگوم است.

آغاز پزشگی یانگوم

اما یانگوم جزیره را هم از شر دشمنان  با همکاری افسر مین جو نجات میدهد و شاهد یکی از قسمت های ( به قول معروف  بزن بزن  چشم ریزها) جنگی سریال خواهیم بود ...

جنگی ترین قسمت سریال

خلاصه قسمت بیست و نهم سریال جواهری در قصر ! 

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

iran26iraq@yahoo.com

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو  

خلاصه قسمت بیست و نهم سریال جواهری در قصر ! 

نوشته شده توسط اثیر در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 16:42 | لینک ثابت |

موس و نفر

نوشته شده توسط اثیر در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 16:33 | لینک ثابت |
اخبار علمي - المپيادها
سریع‌ترین روبات صنعتی
- محققان نوعی روبات دستی ساخته‌اند که سرعت آن دو برابر روبات‌های حال حاضر دنیا است.
تاريخ خبر : 21/2/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
کشف عنصر شیمیایی یکصد و دوازدهم عنصری فوق سنگین با رفتاری شبیه به «جیوه»
عنصر کشف شده در جدول تناوبی در گروه «جیوه» و پایین‌تر از آن قرار می‌گیرد
تاريخ خبر : 19/2/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
یافته‌های جدید دانشمندان درباره‌ی مذاب بودن هسته‌ی عطارد
میدان‌های مغناطیسی سیارات با داشتن هسته‌ی مذاب در ارتباط است.
تاريخ خبر : 15/2/1386 منبع خبر : ايسنا
برگزاری نخستین کنگره‌ی بین‌المللی دانشجویان علوم پزشکی در شیراز دوم تا چهارم خرداد 1386
- این کنگره به‌عنوان بزرگ‌ترین گردهمایی محققان و پژوهشگران جوان عرصه‌ی علوم پزشکی کشور است که با حمایت معاونت فن‌آوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و ستاد ویژه‌ی توسعه‌ی فن‌اوری نانو ریاست جمهوری به‌میزبانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز برپا می‌شود. - عمده‌ترین اهداف کنگره را ارتقای سطح علمی - پژوهشی دانشجویان علوم پزشکی کشور، ارائه‌ی آخرین دستاوردهای علمی - تحقیقاتی دانشجویان علوم پزشکی و توانمندسازی پژوهشی دانشجویان است. - دبیرخانه‌ی علمی کنگره در جهت کارامدتر کردن فرایند دریافت و داوری مقاله‌ها، اقدام به طراحی وب‌سایت کنگره کرده تا تمام مراحل ثبت‌نام نویسندگان، دریافت مقاله‌ها و داوری آن‌ها به‌صورت آنلاین انجام شود.
تاريخ خبر : 15/2/1386 منبع خبر : ايسنا
اعلام برندگان جایزه‌ی «کلی» (Clay) در سال 2007
برندگان عبارت‌اند از: - «الکس اسکین» (Alex Eskin)- «دیوید فیشر» (David Fisher)- «کوین وایت» (Kevin Whyte)- «کریستوفر هاکان» (Christopher Hacon)- «جیمز مک کرنان» (James Mckernan)
تاريخ خبر : 8/2/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
یک اشتباه انسانی و سقوط یک فضاپیمای کاوشگر مریخ
اشتباه انسانی موجب شد که فضاپیمای جهانی ناسا (NASA) در ماه آبان 1385 بعد از تقریباً ده سال حرکت در مدار مریخ و نقشه‌برداری سقوط کند.
تاريخ خبر : 29/1/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
کاربرد بافرها در مدارهای مجتمع نوری
- در حال حاضر، سیستم‌های ارتباطی (مخابراتی) نوری از مدارهای مجتمع با پایه‌ی سیلیکونی تشکیل شده‌اند. این مدارها برای پردازش سیگنال‌های الکتریکی به‌کار رفته و ابزارهای مجزایی نیز برای پردازش سیگنال‌های نوری استفاده می‌شود. - ماده‌ی بافری شکست «مسیرهای اتمی» (Atomic Alignment) فیلم را به حداقل رسانده هم‌چنین از هر واکنش بین لایه‌های نوری و زیر لایه‌ی سیلیکونی جلوگیری می‌کند. - ماده‌ی بافری از مواد ذیل تشکیل شده است: «اکسید استرانسیوم روتنیوم» (Strontium Ruthenium Oxide، «اکسید سریوم» (Ceria)، لایه‌های «ایتریوم» (Yttrium) تقویت شده با «زیرکونیوم» (Zirconia).
تاريخ خبر : 17/1/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
امکان انتقال بی‌خطر گروه‌های خونی کشف آنزیم‌های جدید برای تبدیل گروه‌های خونی به O جهانی
زدودن خون از آنتی‌ژن‌ها باعث می‌شود که کلیه‌ی گروه‌های خونی بدون خطر قابلیت انتقال داشته باشند
تاريخ خبر : 22/1/1386 منبع خبر : سرويس المپيادهاي رشد
ساخت کوچک‌ترین قیچی جهان به‌طول 3 نانومتر
- تیغه‌های این قیچی از حلقه‌هایی از «کربن» و «هیدروژن» موسوم به گروه‌های «فمین» ساخته شده‌اند. - محور اتکای این قیچی مولکولی به‌نام «شیرال فروسین» است که اساساً حلقه‌ای از اتم را بین دو صفحه‌ی «کربن» گیر انداخته است.
تاريخ خبر : 13/1/1386 منبع خبر : ايسنا
آغاز دومین دوره‌ی مسابقه‌های جهانی ربوکاپ آزاد ایران 16 فروردین 1386 در تهران
با توجه به گزارش ناظران اولین دوره‌ی مسابقه‌های ربوکاپ آزاد ایران به فدراسیون جهانی، تصمیم‌هایی برای میزبانی مسابقه‌های جهانی ربوکاپ 2010 در جزیره‌ی کیش اخذ شده است.
تاريخ خبر : 13/1/1386 منبع خبر : ايسنا
     
نوشته شده توسط اثیر در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 16:40 | لینک ثابت |

استیون هاوکینگ

(تغییر مسیر از استفان هاوکینگ)

 
استیون هاوکینگ
استیون هاوکینگ

پروفسور استیون ویلیام هاوکینگ یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان نظری معاصر است که در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، دقیقاً ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله، در آکسفورد، انگلستان به دنیا آمد و هم اکنون در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی ریاضیات لوکاس است.

مشهورترین آثار او در بین افراد معمولی علاقمند به دانش، کتاب‌های «تاریخچهٔ کوتاه زمان» و «تاریخچهٔ خیلی کوتاه زمان» هستند.

فهرست مندرجات

 زمینه‌های تحقیق و نظریات

زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطهٔ سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد. او نشان می‌دهد که سیاه‌چاله‌ها بعد از مدتی به وسیلهٔ زوج‌های ذرات مجازی که در افق رویداد (event horizon) آن تشکیل می‌شود، نابود می‌شوند.

 ناتوانی جسمی

به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

ناامیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاريكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند. خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتاب‌هاي درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید. جين تا سال 1991 ازاستیفن نگهداري كرد. در آن سال به دليل مشكلات ناشي از شهرت استیفن و بد تر شدن بيماري او، اين دو از يكديگر جدا شدند. سپس استیفن كه از اين ازدواج سه فرزند داشت، با يكي از پرستارانش، الن ميسون، ازدواج كرد. همسر اول الن، ديويد ميسون، سازنده نخستين دستگاه گويايي براي استیفن بود.

پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مكان از صندلی چرخدار استفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گويايي خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سينه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سينه پهلو بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت گويايي خود را از دست داد، با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.

 آثار

این فهرست کامل آثار هاوکینگ نیست و تنها مشهورترین آثار او را شامل می‌شود. برای فهرست کامل آثار مراجعه کنید به [1]. در ژوئن ۲۰۰۶، وی که برای یک سخنرانی به هنگ‌کنگ سفر کرده بود، اعلام کرد که تصمیم دارد به همراه دختر خردسالش، لوسی، کتابی علمی برای کودکان بنویسد. لوسی هاوکینگ گفت : «[این کتاب] داستانی است برای کودکان که در آن شگفتی‌های گیتی شرح داده می‌شود.»[2].

 علمی

  • The Large Scale Structure of Spacetime with George Ellis
  • The Large, the Small, and the Human Mind, (with Abner Shimony, Nancy Cartwright, and Roger Penrose), Cambridge University Press, 1997, ISBN 0-521-78572-3


برای مردم معمولی

  • A Briefer History of Time
  • A Brief History of Time
این کتاب در ایران با عنوان «تاریخچه کوتاه زمان» ترجمه و چاپ شده است.
  • Black Holes and Baby Universes and Other Essays
  • The Universe in a Nutshell
این کتاب در ایران با عنوان «جهان در پوست گردو» ترجمه و چاپ شده است.
  • On The Shoulders of Giants. The Great Works of Physics and Astronomy


 پانویس

  1. ^  Ward, David. Hawking targets child readers, Guardian Unlimited Books, 14 June 2006.


 پیوند به بیرون

به انگلیسی

مصاحبه‌ای دربارهٔ تاریخچه کوتاه زمان در وب‌گاه گاردین.

به فارسی
 

استفان هاوکینگ در صفر گرانش

KSC-07pd-0958:07pd0958

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

iran26iraq@yahoo.com

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو  

 

نوشته شده توسط اثیر در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 16:35 | لینک ثابت |
 آيا ميدانيد google به چه معني است؟

ارتباط نام سايت گوگل با رياضي را در نوشته زير بخوانيد:
   

 Google از کلمه Googol گرفته شده است. Googol هم اسم مستعار يک عدد است که توسط «ميلتون سيروتا» نامگذاري شده است.عدد مذکور «ده به توان صد» است(به بزرگي اين عدد دقت کنيد)
انتخاب گوگل جنبه شعاري دارد.به اين مفهوم که گوگل قصد دارد تا سرويسها و خدمات و اهداف خود را به تمام جهان گسترش دهد.
به عدد «ده به توان ده به توان صد» گوگل پلکس(Googolplex) ميگويند.
و به عدد «ده به توان ده به توان ده به توان صد»گوگل دوپلکس  (Googolduplex) ميگويند.
نوشته شده توسط اثیر در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 16:19 | لینک ثابت |
گزارش
چرا ثروتمندان خسيس اند

 آنهايي كه اخبار مربوط به ميلياردرها را پيگيري مي كنند ، هر ساله از اواسط ماه فوريه تا اواسط مارس اخبار جالبي در مورد آنها مي شنوند .

 هر ساله در ماه فوريه فهرست 60 نفري بزرگترين كمك هاي خيرهاي جهان و به دنبال آن فهرست ثروتمندترين افراد جهان در ماه مارس توسط مجله معتبر Forbes منتشر مي شود . اما اينبار تنها يك اسم درهر دو ليست به چشم مي خورد : Warren E. Buffet . اين شخص پس از بيل گيتس كه براي چندمين سال متوالي ثروتمندترين فرد جهان شناخته شده ، در رتبه دوم اين ليست قرار گرفته است .
با اين حال ، او با اختلاف بسيار زيادي نسبت به نفرات ديگر ، رتبه نخست بزرگترين اهدا كنندگان كمك هاي خيريه را به خود اختصاص داده است . وي سال گذشته با اهدا 42 ميليارد دلار ، جامعه ثروتمندان را شوكه كرد و بزرگترين كمك خيريه تاريخ را رقم زد . اين مبلغ معادل تمامي كمك هاي اين شش سال اخير بود .
عكس العمل و چهره مبهوت ديگر ميلياردرها بسيار جالب بود . آنها مي گفتند : مي خواهد 42 ميليارد دلار كمك كند ؟! مگر ديوانه شده ؟! در واقع آنها آنها هرگز نمي خواستند با ثروت خود چنين كاري را انجام دهند .
اما اين اقدام Buffet اين سوال را در ذهن ايجاد مي كند كه ديگر ميلياردرها دقيقا مي خواهند با پولشان چه كار كنند ؟! طبق گفته Christopher Carrol اقتصاد دان دانشگاه جانز هاپكينز در مقاله: (( چرا پولدارها پول هاي خود را ذخيره مي كنند ؟ )) ، اين پرسش كه "چرا مردم اين همه پول مي خواهند ؟ " به يك معماي واقعي تبديل شده است .
استدلال اقتصادي معقولانه اينست كه آنها ثروت خود را براي خرج كردن ، بخشيدن آن به خانواده خود براي بالابردن استانداردهاي زندگي شان و يا درراه كمك به ديگران مي خواهند . اما وقتي به ليست 60 نفري خيران نگاه مي اندازيم ، متوجه مي شويم كه هدف اصلي شان كمك هاي خيريه نبوده است . آنها هر چقدر هم كه بخشنده باشند ، هيچ وقت تمام ثروت خود يا بخش زيادي ازآن را در اين راه صرف نمي كنند .
اين حركتBuffet به همين دليل در كانون توجه همگان قرار گرفت . كمك هاي خيريه اين ليست در سال 2006 بدون در نظر گرفتن Buffet ، در مجموع 7 ميليارد دلار بوده است . اين در حالي است كه ثروت 60 نفر از پولدارترين افراد آمريكا 630 ميليارد دلار برآورد شده كه نسبت به سال قبل 62 ميليارد دلار يعني 10 درصد افزايش داشته . آنها بيشتر ثروت خود را پس انداز مي كنند تا اينكه بخواهند آنرا در راه خير بخشش كنند .
آقايCarrol مي گويد افراد ثروتمند هدفشان از پول جمع كردن ، خرج كردن هم نيست چون هيچ كس نمي تواند آن مقدار پول را خرج كند .اگر بخواهند پول خود را خرج كنند ، مي بايست هفته اي ميلياردها دلار خرج كنند تا به ثروتشان افزوده نشود .
آخرين استدلال منطقي اين است كه ميلياردرها قصد دارند ثروت خود را به فرزندان خود به ارث دهند . اما باز هم ثروتشان در حال افزايش است . بنابراين فرزندانشان نيز در خرج كردن ثروتشان با همين مشكل روبرو خواهند شد .
پس اگر هدف اين ثروتمندان خرج كردن ثروتشان ، بخشيدن به فرزندانشان يا كمك هاي خيريه نيست پس چرا اين همه پول پس انداز مي كنند ؟!
آقاي Carrol مي گويد : شايد هدفشان چيزي غير از پول است ! نفوذ ، قدرت ، سلطه بر صنعت ! يا شايد مي خواهند با ديگر افرادي كه دراين ليست هستند رقابت كنند .
يا بتوانند بر ديگران سلطه داشته باشند ، مانند اينكه به اندازه كافي سلاح هاي اتمي براي ارز بين بردن دنيا داشته باشيم و باز هم به تعدادشان بيفزاييم تا فقط از بقيه بالتر باشيم

نوشته شده توسط اثیر در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

 

برای زندگی کردن...
بسيار کم فرصت داريم
اما برای روزی که خواهيم رفت
از اينجا تا ابديت.
قدر ثانيه های اندک زندگی ات را بدان
شايد آن دنيا آنگونه که فکر ميکنی نباشد

 

 

 

نوشته شده توسط اثیر در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 15:14 | لینک ثابت |

ديروزمان را سوزانديم براي امروز ،امروزمان را گذرانديم براي فردا وفردايمان را ديروزي ديگر !!! اين است بازي پوچ ما انسانها

نوشته شده توسط اثیر در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 23:26 | لینک ثابت |
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني .

.

مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده ش ميده ... ولي من که بهترين بنده ش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟ .

 

ميخواستم اسمتو بذارم گل گفتم ميپلاسي گفتم اسمتو بذارم خورشيد غروب ميكني گفتم اسمتو بذارم ماه تنها ميمونم گفتم اسمتو بذارم دماغ تا هميشه روي صورتم باشي .

 

هميشه ميگفتن پيدا كردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد تا اين كه تو رو ديدم كه براي پيدا كردن من چقدر زحمت كشيدي .

 

فرانسوي هم زن دارن هم معشوقه اما زنشونو بيشتر دوست دارن، مردهاي آمريکايي هم زن دارن هم معشوقه اما معشوقشون رو بيشتر دوست دارن؛ مردهاي ايراني هم زن دارن هم معشوقه اما مامانشون رو بيشتر دوست دارن.

 

 

اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی می گن؟میگن:هه هه هه!این فیله لباس خوابه آبی پوشیده !

حالا اگه صورتی بپوشه چی بهش می گن ؟میگن:چقدر لباس خوابه صورتی بهت میاد.

حالا اگه لباس خوابه سفید بپوشه بهش چی می گن؟ میگن اینم خوبه ولی صورتی بهت بیشتر میومد..!

اما اگه لباس خوابه سبز بپوشه چی می گن بهش؟ می گن:   اه ه ه ه.   برو بخواب دیگه.  چقدر لباس خواب عوض می کنی

 

 

ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري .

 

 

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد.

 

هي فلاني...؟... مي داني؟... مي گويند رسم زندگي چنين است!!!!!!! مي آيند....... مي مانند....... عادتت مي دهند....... و مي روند....... و تو در خود مي ماني....... و تو تنها مي ماني....... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها .

 

گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده

 

روش دفع انگل : 3 روز چای و بیسکویت می خوری روز چهارم فقط چای. کرمه میاد بیرون « میگه: پس بیسکویت کو؟

 

چگونه جواد را بشناسیم؟ ۱) تفریح رفتن با وانت رو خیلی می پسندن ۲) شلوار پارچه ای رو با کتونی مپوشن ۳) پشت مو حتما می ذارن ۴) عاشق رنگ قرمز پر رنگ هستن ۵) تو کافی شاپ آب دوغ خیار سفا رش میدن ۶) خوانندگان مورد علاقه شان جواد یساری . عباس قادری وداوود بهبودی ۷) با موبایل روشن میرن تو کتاب خونه ۸) لباس كاموايي رو ميذارن تو شلوار .

 

شنیدم آنقدر مهم شدی که وقتی میری دستشویی مگسها به احترامت بلند میشن.

 

 

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم .

 

نوشته شده توسط اثیر در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 23:10 | لینک ثابت |
خلاصه قسمت بیست و نهم سریال جواهری در قصر !

و سرانجام یانگوم را برای خدمت در اختیار پزشک جزیره جیجو قرار می دهند

یانگ داک شخصیت جدید سریال جواهری در قصر

یانگوم که به خاطر حقه اولیه یانگ داک از دست او حسابی عصبانی است سعی می کند از او سرپیچی کند...
افسر مین هم برای اطمینان از اینکه یانگوم در جای خوبی مستقر شده و مشکلی ندارد به او سر می زند و به او اطلاع می دهد که پستش را به خاطر او ترک کرده و اکنون افسر دریایی جزیره است.

مین جو به یانگوم ترک پستش را خبر می دهد


یانگوم از بدو ورود به داروخانه و درمانگاه متوجه حرکات مشکوکی از جانب پزشک جزیره می شود زیرا او از برخی از بیماران پول های زیادی می گرفت و داروهای به ظاهر تقلبی به آن ها می داد و این کار او یانگوم را حسابی ناراحت و عصبانی می کند و تصمیم می گیرد به مخالفت با پزشک بپردازد ...

مخالفت یانگوم با یانگ داک

پزشک با کمال تعجب متوجه حس چشایی بی نظیر یانگوم می شود زیرا او فهمیده بود که برخی از داروها تنها از لوبیا و برنج و خیلی چیزهای عادی تهیه شده اند..
ولی مخالفت یانگوم پزشک جزیره را تحریک می کند به طوری که یانگوم را در ابتدا وادار به اطاعت از فرمان خود می کند و از او می خواهد هسته حبه های دارویی را در آورد حتی اگر تقلبی هستند! و یانگوم با ناراحتی تمام مجبور می شود به انجام این کار می شود

یانگوم مجبور به اطاعت


پزشک جزیره با همدستی افسر نگهبان جزیره ، سعی می کرد سربازان را به ظاهر بیمار جلوه داده و از آنها پول دریافت کند..

همدستی افسر نگهبان با یانگ داک


افسر نگهبان هم عاشق یانگوم شده بود و خیلی دوست داشت او را با خود همبستر کند... ولی پزشک جزیره یک درس حسابی به او می دهد که دیگر از این خیالات به سرش نزند...
یانگوم هم شب ها به خاطر انجام کارهایی که به آن گمارده شده بود و دلتنگی و دوری از قصر بسیار ناراحت بود ولی بارها نصایح مادام هن در گوشش زمزمه می کرد ...

صدای مادام هن در گوش یانگوم زمزمه می کند

رویای مادام هن


یانگوم هر روز بیشتر از دست پزشک جزیره ناراحت می شود زیرا او بی دلیل از افراد سالم پول می گرفت و به آنها داروهای تقلبی می داد!

یانگ داک و داروهای ساختگی


او باز هم سعی می کند از دستور پزشک سرپیچی کند او دائماً نصایح مادام هن به گوشش می خورد که به او می گوید تو باید با صداقت و درستی کار کنی و..

یانگوم شروع به کار می کند


... افسر مین به ملاقات یانگوم می آید ولی یانگوم خود را حسابی برایش لوس می کند.. ولی وقتی می شنود افسر مین برایش گوگرد و اردک های چشمه آورده تا آنها را آزمایش کند شگفت زده می شود...

افسر مین جو برای یانگوم اردک گوگردی می آورد


به دلیل اینکه اردک های چشمه حال پادشاه را بد کرده بود حسابی ارزان می شوند و آشپز کنگ داگو همه آنها را مفت می خرد و چندین ماه با همسرش از غذای اردک استفاده می کنند و حتی همسرش حامله می شود!!

داگو ماه ها فقط اردک گوگردی مصرف می کند!


یونسگ که متوجه می شود که آشپز داگو و همسرش با اینکه ماه ها از اردک چشمه مصرف کرده اند مسموم نشده اند از خدمتکاری که غذا را آزمایش کرده بود می خواهد به خاطر بیاورد که قبل از اینکه از غذای بانو هن بخورد چه چیز دیگری مصرف کرده و او اعتراف می کند که یانگرو به او صدف دریایی داده است...

خدمتکار اعتراف می کند


کاردار دیگری از مینگ به قصر می آید و اینبار بانو چویی از او پذیرایی می کند او می گوید کاردار قبلی از بانوان این دربار بسیار تعریف کرده است علاوه بر این سگی را به عنوان هدیه به پادشاه می دهد

پذیرایی از کاردار مینگ


مادام چویی هم تمام تعریف و تمجید های کاردار مینگ را به خود می گیرد و حسابی احساس غرور می کند ..

مادام چویی و احساس غرور

گیومیونگ هم که متوجه می شود مین جو به جزیره جیجو رفته است حسابی ناراحت می شود...
افسر مین هم مشغول کار جدید خود در جزیره است دستور ساخت دیوار ساحلی برای جزیره را می دهد تا امنیت آن را بهبود بخشد...

افسر مین مشغول کار خود در جزیره


یونسنگ هم مدام در قصر درباره مادام هن و یانگوم صحبت می کند تا حدی مادام چویی او را تهدید می کند که اگر بار دیگر نام افراد خائن را بیاورد حسابی تنبیه می شود

مادام چویی ، یونسنگ را تهدید می کند

 و بانو مین مجبور می شود به خاطر گستاخی یونسنگ حسابی از مادام چویی عذر خواهی کند...

بانو مین از مادام چویی عذرخواهی می کند


ولی مادام چویی برای اینکه یک درس حسابی به سه تا از بانوان سرکش بدهد هرسه (بانو مین ، چانگ یی و یونسگ) را به آشپزخانه ادویجات می فرستد...
یونسنگ هنوز بسیار نگران و افسرده است و در حیاط قصر اشک می ریزد تا اینکه با سگی (هدیه کاردار مینگ) که در اطراف ورودی قصر چرخ می زد مواجه می شود و با او شروع به همدردی می کند بی آنکه بداند همین سگ زندگی او را تغییر خواهد داد!

یونسنگ غمگین

سگ اهدایی به پادشاه

همدردی یونسنگ با سگ


یانگ داک (پزشک جزیره) کم کم متوجه استعداد یانگوم می شود و می فهمد او بسیاری از گیاهان را می شناسد و قادر به تشخیص آنان از یکدیگر است...

یانگ داک به استعداد یانگوم پی می برد


و او را بعنوان دستیار خود در طبابت انتخاب می کند ولی ظاهراً یانگوم در ابتدا تمایل چندانی به اینکار ندارد ولی او یانگوم را به این کار تحریک می کند زیرا او می دانست که یانگوم خیلی صادق است و قلب مهربانی دارد لذا از دادن دارو به  پسر فقیری خود داری می کند بطوریکه یانگوم نسخه را از یانگ داک می گیرد تا دارو را به هر ترتیبی شده تهیه کند و پسر مرد فقیر را نجات دهد...

یانگوم ، پرستار یانگ داک


او به پیش افسر مین جو می رود و مقداری پول از او قرض می گیرد به او قول می دهد که پول را بر می گرداند ولی مین جو به او می گویید با حقوقی که او می گیرید 9 ماه طول می کشد تا پول را پس دهد !!

یانگوم از مین جو پول قرض می گیرد


یانگوم دارو ها را خریداری می کند ولی متوجه می شود مردم فقیر جزیره آب شیرین برای تهیه دارو ندارند لذا برای تهیه آب به سوی چاه قشر مرفه و سربازان می رود و با التماس هم نمی تواند از آنها آب بگیرید و حتی سرباز او را می زند!
یانگوم مجبور می شود برای تهیه آب راه کوهستان را طی کندتا به چشمه کوهی برسد...

یانگوم برای تهیه آب شیرین راهی کوهستان می شود


او در کوه هم افسر مین جو را ملاقات می کند!

یانگوم افسر مین را در کوه ملاقات می کند


افسر نگهبان که از آمدن ناگهانی مین جو به کوه بسیار شگفت زده می شود از او عذرخواهی می کند و اعتراف می کند که یانگ داک (پزشک جزیره) از او خواسته تا حوضچه ای برای جمع آوری باران بسازد و در عوض به او و سربازانش  غذا می دهد...

اعتراف افسر نگهبان


بر خلاف تصور افسر نگهبان و یانگ داک ، افسر مین جو از این موضوع بسیار استقبال می کند و می گوید لزومی ندارد مخفیانه اینکار را بکنند و به آنها کمک می کند...

یانگوم پی به برخی خصوصیات یانگ داک می برد


یانگوم هم متوجه می شود که یانگ داک برخلاف تصور وی حقه باز نیست و حتی بسیار دوراندیش است او عقیده دارد پیشگیری بهتر از درمان است... و داروهای تقلبی برای درمان بیماری های روان است مردم تصور می کنند که مریض هستند و یانگ داک به یانگوم می فهماند قبل از آنکه داروهای مختلف را تجویز کند از پرهیز غذایی استفاده کند...
یانگ داک برای معالجه مردی می رود که اجازه نداشته است و لذا طبق قوانین جزیره او را زندانی می کنند یانگوم تازه متوجه می شود چرا یانگ داک آن روز همراه با او دستگیر شده بود او بارها به خاطر این مورد زندانی و تنبیه شده بود...

دستگیری یانگ داک


فرمانده جزیره یانگ داک را فراخوانی می کند و به او اعلام می کند بر خلاف میل شخصی اش از طرف قصر از او خواسته اند به خاطر مهارتش ، پزشک سلطنتی شود ... ولی یانگ داک نمی پذیرد او به فرمانده می گوید به آنها بگوید یانگ داک بیماری ناعلاجی دارد و نمی تواند پزشک دربار باشد!

یانگ داک برای همکاری با قصر فراخوانی می شود


و یانگوم امید تازه ای برای بازگشت دوباره خود به قصر می یابد و مصصم می شود تا حرفه پزشکی را با هدف بازگشت به قصر دنبال کند و ...

امید تازه ای برای یانگوم

 

 

نوشته شده توسط اثیر در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 17:16 | لینک ثابت |
 

توصیه من به شما دوستان:
شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن.

 

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه .

 

یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب .

 

یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن .

 

یه دوست مثل تو کافیست برا تمام زندگیم

 

 

ye livan chaye dagh ro be to tarjih midam choon chay faghat zaboonamo misoozoone ama to delamo misoozooni

 

 

خيلي آرام در دلت بگو : « خدايا من عاشق توام و به تو نياز دارم ، هم اينک به قلبم بيا »

 

از جوجه تيغي کوچولو پرسيدم: بزرگترين آرزوت چيه؟ معصومانه نگاهم کرد و گفت: بغلم ميکني؟

 

 مرد، این موجود بیچاره!
وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش!

 

چند وقته نيومدی به خاطره نيومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نيست با چه ماشينی ميای! مهم نيست با چه لباسی ميای فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار

 

مژده، مژده، آلبوم جدید اندی به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا دیگه تو هم باید برقصی!!!

 

 

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ......

 

 

 

 10 تا شاخه گل رو بگیر جلو آینه حالا بشمر دیدی 11 تان آخه خودتم گلی

 

 

 

 نه از خاكم     نه از بادم      نه در بندم     نه آزادم    نه آن ليلا ترين مجنون      نه شيرينم    نه فرهادم   فقط مثل توغمگينم    فقط مثل تودلتنگم 

 

 

اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم   بدون تو چه بي رنگم    بدون تو چه بي تابم

 

 

 

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به ۱ نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه

 

 

خیلی بی کاری ، ببینم تو درس نداری ؟ کار و زندگی نداری ؟ خواب و خوراک نداری؟ که 24 ساعت تو قلب منی؟؟؟

 

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

iran26iraq@yahoo.com

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو

بیش از ۳۰۰۰۰ اس ام اس در  آرشیو  

نوشته شده توسط اثیر در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 16:9 | لینک ثابت |
معنی آهنگ سریال جواهری در قصر

سلام  کلی گشتم تا معنی شعرش را پیدا کردم :

Onara onara aju ona بيا بيا برای هميشه بيا
ganara ganara aju gana برو برو برای هميشه برو 
nanari naryodo motnonani من پرواز می کنم. اما با وجود اينکه دارم پرواز می کنم , من نمی توانم شاد باشم 
aniri aniri aninone نه , با وجود اينکه من اونو دوست ندارم نمی خواهم شاد باشم 
hey-ee-ya di-ee-ya heyeeyanara nino ......... chorus  
ojido mothana daryogana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
aeya diya aeyanara niyo  
chorus  
ojido mothana daryo gana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
 
در ابتدا که معنی آن را می خوانيد چيز چندانی از آن متوجه نمی شويد ولی اگر مقداری آن را باز کنم مطمئنا بسيار پر معنی و تفکرانگيز است.

در کره جنوبی آرگومانهای بسياری در خصوص معنی شعر وجود دارد . نويسنده اين شعر " هيوم ایهم" بيان می کند که شعرش در خصوص زندگی دختران قصر که بايد کاملا باوفا نسبت به شاه باشند هست.

"اوه نا را" اين يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , دختران ( معمولا بين سن 5 تا 7 سالگی ) برای هميشه بايد به قصر بروند.

"کا نا را" اينم يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , برو برو (بيرون قصر) در کل يعنی اگر امپراتور دستور به ترک قصر دهد , بانوان دربار (معمولا به خاطر پيری که نمی توانند به امپراتور خدمت کنند) بايد برای هميشه قصر را ترک کنند.

"نا نا نی" نوعی زنبور عسل است که با وجود اينکه بال دارد نمی تواند پرواز کند. اين مقايسه می کند با دختران قصر که با وجود داشتن احساسات کاملا رمانتيک عاشقانه اما فقط بايد به امپراطور خدمت کنند.

و در نهايت " نا نا نی" می خواهد و تلاش می کند که پرواز کند اما نمی تواند.

 

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنیدو بعد از باز شدن پنجره گزینه ی Save را بزنید:

آهنگ کامل:

http://www.mediamax.com/besoyenoor/Hosted/javaheridargasr2.wma

قسمتی از آهنگ:

http://www.mediamax.com/besoyenoor/Hosted/javaheri-dar-Ghasr.mp3

نوشته شده توسط اثیر در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 8:37 | لینک ثابت |
خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال جواهری در قصر !
 
...  و مادام هن که دیگر توان و رمقی برایش باقی نمانده بود دنیا را ترک می گوید و یانگوم را تنها و بی کس در مسیرش به جزیره تنها می گذارد!

یانگوم بر سر بدن بی جان مادام هن

صورت سرد بانو هن


در همین حال افسر مین جو را آزاد می کنند و او شتابان به دنبال یانگوم می رود... ولی متوجه می شود یانگوم و مادام هن قبلاً به تبعیدگاه اعزام شده اند..

افسر مین جو را آزاد می کنند


با التماس یانگوم ، سربازان جسد مادام هن را دفن می کنند

دفن جسد بانو هن

ولی به یانگوم اجازه نمی دهند نشانی بر روی قبر او باقی بگذارد و او را گمنام رها می کنند...

تدفین گمنام بانو هن


سرانجام یانگوم بدون مادام هن سوار قایق می شود و به طرف تبعیدگاه جیجو برده می شود...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


افسر مین هم ناکام در رسیدن به قایق به دریا می نگرد...

افسر مین ناکام در رسیدن به یانگوم


خبر مرگ مادام هن به قصر می رسد و یونسنگ به یانگرو و گیومیونگ التماس می کند او را نیز مجرم جلوه دهند و به جزیره تبعید کنند و حتی مستقیماً به پیش مادام چویی و بانوی منشی های سلطنتی می رود و از آنها تقاضا می کند او را نیز به جزیره تبعید کنند که در نهایت با وساطت بانو مین مشکل بر طرف می گردد...

التماس یونسگ از یانگرو و گیومیونگ


آشپز کنگ داگو هم پول های همسرش را که سال ها به دنبالش بود سرانجام در دیوار خانه می یابد و قصد دارد تا به جزیره برود و خیال می کند می تواند با پرداخت پول یانگوم را بخرد و یا به نحوی بر گرداند... ولی با مخالفت شدید همسرش روبرو می شود...

داگو درپی نجات یانگوم


همسر داگو افسر مین را ملاقات می کند و به او می فهماند یانگوم همان کسی بوده که جانش را نجات داده و افسر مین جو پس از شنیدن خبر سراسیمه و عصبی می شود..
یانگوم هم هنوز در قایق روان به سوی جیجو به سر می برد...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


در بدو ورود به جزیره یانگوم دو بار از دست افسر نگهبان فرار می کند و او مجبور می شود به شدت او را بسته و به یانگوم روزها غذا ندهد زیرا یانگوم زیبا بوده و ارزش فراوانی برای حاکمان جزیره داشته اشت !!!
( در نسخه چینی این مجموعه یکی از علل فرار یانگوم از دست سربازان و فرار او از جزیره ، تجاوز به دختران جوان خدمتکار توسط حاکمان جزیره عنوان گردیده است در پانویس نسخه چینی آمده است که یانگوم به علت زیبا بودن علاوه بر خدمتکار شدن به انجام این کار گمارده می شد و بانو هن و یانگوم از انجام کارهای سخت در جزیره واهمه نداشته اند ...)

یانگوم و تقاضای آزادی از افسر نگهبان


...افسر نگهبان یانگوم را در انبار کاهی زندانی می کند که دختر دیگری در آن زندانی بود.. یانگوم از دخترک تقاضای کمک می کند... یانگوم به دخترک می گوید او باید فرار کند حتی اگر به قیمت جانش تمام شود (زیرا یانگوم دوست نداشت به او تجاوز شود)

یانگوم زندانی در انبار کاه


دختر زندانی به یانگوم می گوید برای فرار یک راه باقی است ... دختر زندانی افسر نگهبان را صدا می زند و ادعا می کند که یانگوم آبله مرغان دارد

یانگوم و آبله

یانگوم و تظاهر به آبله مرغان

 و نقشه دختر زندانی می گیرد و  سربازان با ترس یانگوم را به قرنطینه منتقل می کنند و سربازی را مسئول مراقبت از او قرار می دهند..

یانگوم در قرنطینه


سرباز مراقب ، طبق گفته دختر زندانی خوابش می رود و یانگوم مطابق با گفته دختر از کلبه قرنطینه فرار می کند و برای قرض گرفتن قایق به سوی کلبه ساحلی فرار می کند...

یانگوم طبق گفته دختر زندانی عمل می کند


او به یانگوم می گوید داخل کلبه ساحلی شود و بگوید "یانگ - دوک" به من گفته قایقی از شما قرض بگیرم!!! یانگوم هم اینکار را می کند و با خوشحالی داخل کلبه می شود و از سربازان تقاضای قایق می کند..

یانگوم از سربازان تقاضای قایق می کند!

 سربازان می گویند "یانگ دوک" کیست و بلافاصله برای دستگیری یانگوم او را تعقیب می کنند!!...

سربازان در پی دستگیری یانگوم


یانگوم می فهمد که دخترک قصد نجات او را نداشته بلکه می خواسته او را بیشتر تنبیه کنند زیرا او را به درون کلبه سربازان فرستاده بود!

یانگوم و گریز در ساحل


از سوی دیگر ، سرباز محافظ یانگوم متوجه فرار یانگوم از کلبه می شود و او همراه با دیگر سربازان نیز شروع به جستجو یانگوم در شهر می کنند...

سرباز محافظ متوجه فرار یانگوم می شود


افسر مین هم به جزیره جیجو می آید در بدو ورود مشاهده می کند که سربازان سراسیمه به دنبال کسی در شهر می گردد علاوه بر این او از فاصله دور سربازانی را می بیند که در ساحل دختر جوانی را تعقیب می کنند او در دلش آرزو می کند که آن ها هرگز نتوانند دخترک را بگیرند او نمی دانست آن دخترک همان یانگوم است!

 

مین جو شاهد جستجوی سربازان در جزیره


سرانجام سربازان یانگوم را بار دیگر دستگیر میکنند فرمانده ، سرباز محافظ را به شدت سرزنش می کند و خواستار تنبیه یانگوم می شوند و از سرباز می خواهد او را به غل و زنجیر بکشد تا دیگر فرار نکند... سرباز هم دستور را اطاعت می کند...

یانگوم دستگیر می شود


افسر مین متوجه فرارهای مکرر یانگوم می شود و از تنبیه اخیر او مطلع می گردد و بسیار ناراحت می شود... یانگوم هم بار دیگر به دخترک زندانی که او را طعمه قرار داد برخورد می کند دختر به او می گوید او قصد نجات او را داشته و تا یک خدمتکار نفهمد که چگونه تسلیم شود نمی تواند نجات پیدا کند...
وزیر سمت راست متوجه ترک مین جو به جزیره می شود او احساس می کند که او مقصر بوده و باید به مین جو کمک کند تا این مورد بعنوان جرم محسوب نشود و لذا سریعاً او را به عنوان افسر دریایی جزیره جیجو منصوب می کند تا مبادا مجازات ترک از خدمت دامنگیر او شود...

وزیر سمت راست و کمک به مین جو


مادام چویی هم به مقام بانوی اول می رسد و آشپزخانه دربار و روابطش را تحت سلطه می گیرد...

مادام چویی بانوی اول


او حتی برای خود ضیافتی ترتیب می دهد و همه بانوان به غیر از بانو مین به او هدیه می دهند و در طی صحبت هایش حسابی مادام هن و یانگوم را متهم و خائن جلوه می دهد...

بانو چویی و ضیافت


ظاهراً در قصر کسی آشفته تر از یونسگ که ابتدا مادام یونگ و سپس مادام هن و یانگوم را از دست داده بود وجود نداشت...

یونسگ ناراحت و آشفته


افسر مین در راه کمک به یانگوم و ملاقات او باج های زیادی می دهد...

افسر مین و باج هایی که در جزیره می دهد


زمان خدمت فرا می رسد و یانگوم را علاوه بر شدت بیماری و زخم هایش مجبور به کار در چراگاه می کنند...

یانگوم و فراخوانی جهت کار در چراگاه

پاهای یانگوم به شدت مجروح است


یانگوم در چراگاه دوباره فکر فرار به سرش می زند و با آزاد کردن سواران ، سربازان را مشغول و خود می گریزد دوباره سربازان به جستجوی یانگوم می شتابند...

یانگوم چارپایان را فراری می دهد


ولی خوشبختانه اینبار افسرمین جو او را زودتر از سربازان پیدا می کند یانگوم از ملاقات افسر مین جو بسیار خوشحال می شود ...

مین جو به یانگوم کمک می کند


آنها آن شب موفق به فرار می شوند و در لابلای تخته سنگ ها پنهان می شوند یانگوم نیمه شب پای افسر مین را که در خلال گریز زخمی شده بود می بنند

یانگوم زخم مین جو را می بندد

و با هم صحبت می کنند افسر مین به او می گوید که فهمیده چه کسی جانش را نجات داده و هرگز او را تنها نخواهد گذاشت ولی از او می خواهد به او اعتماد کند و اینبار به حرفهایش گوش دهد و دیگر فرار نکند تا او بتواند نجاتش دهد...

یانگوم و مین جو نیمه شب فرار


افسر مین از یانگوم می خواهد تا با قایقران اینجا را موقتاً ترک کند تا مین جو ترتیب کارها را بدهد.. او نیز به گفته مین جو عمل می کند...

یانگوم و قایقران

صبح روز بعد مین جو و یانگوم طبق برنامه مین خود را تسلیم می کنند ...
در حین بازجویی فرمانده متوجه می شود که مین جو ، افسر دریایی جزیره شده است و ظاهراً او یانگوم را دستگیر کرده و تحویل داده است...

یانگوم و مین جو خود را تسلیم می کنند


و در نهایت مین جو ضمانت یانگوم را می کند و دختر زندانی (طبق برنامه مین جو) از فرمانده می خواهد او را به او بسپارند تا آدمش کند!!

یانگ داک از فرمانده می خواهد یانگوم را به او بدهند

نظر یاد تون نره

iran26iraq@yahoo.com

نوشته شده توسط اثیر در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 15:55 | لینک ثابت |
یانگوم یک بار قصد نه فرار.قصد بلکه برگشت به قصر را می کند اما موفق نمیشود و آرام و متین در گوشه ای از اتاق فقط سکوت و سکوت می کند  ...

چند سطری

بانو چویی که خار راهش برداشته شد آشپز خانه و محیط قصر را تحت سلطه می گیرد..

چند سطری

بانو مین در مراسم جشن بی عدالتی برای بانو چویی عزیز فراموش می کند کادو فراهم کند که موجب خنده ی  تمام بانوان و بانوچویی می شود.اما برای بانو مین بیچاره هم بانو چویی خواب تبعید به بدترین مکان قصر را دیده است.

چند سطری

یانگوم دوباره توسط افسر مین جو که به جزیزه آمده تا یانگوم را ببیند و پایش در ا ثر فراری دادن یانگوم زخمی می شود موفق به گریختن می شود...

چند سطری

افسر مین جو به او می گوید که متاسف است و قول می دهد ایشان را به مکان مطمئن ببرد...

چند سطری

چند سطری

اما یانگوم  که دیکر توانش تحلیل رفته از ماجرای قصر و مرگ بانویش می گوید واشک از چشمانش جاری میشود...

چند سطری

چند سطری

نوشته شده توسط اثیر در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 15:32 | لینک ثابت |

!-- © This Template Designed By ams4u - sms44u@yahoo.com --!









>.: سلام به شما بازديدکننده عزيز اگه مي خواي اس ام اس قشنگ ببيني:.

.: براي برداشته شدن پرده سياه و مشاهده وبلاگ روي بنر کليک کنيد (تشکر) :.