*قبل از ازدواج خوابيدن تا لنگ ظهر،
بعد از ازدواج بيدار شدن زودتر از خورشيد.![]()
*قبل از ازدواج رفتن به سفر بياجازه،
بعد از ازدواج رفتن به حياط با اجازه. ![]()
*قبل از ازدواج خوردن بهترين غذاها بيمنت،
بعد از ازدواج خوردن غذاهاي سوخته با منت.![]()
نتيجهگيري اخلاقي: تقويت معده![]()
*قبل از ازدواج استراحت مطلق بيجر و بحث،
بعد از ازدواج كار كردن در شرايط سخت. ![]()
*قبل از ازدواج آموزش گيتار و سنتور و...
بعد از ازدواج آموزش بچهداري و شستن ظرف. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: همدردي با خانمها![]()
*قبل از ازدواج گرفتن پول تو جيبي از پاپا،
بعد از ازدواج دادن كل حقوق به خانم. ![]()
*قبل از ازدواج وزن ايدهآل با چهرهاي بشاش،
بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوي. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: آمادگي بدن در مقابله با روزهاي سخت![]()
*قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر،
بعد از ازدواج ايستادن در صف شير و گوشت. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: آموزش ايستادگي![]()
*قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي،
بعد از ازدواج در تعطيلات شست و شوي خانه و لباس. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: پر شدن اوقات فراغت![]()
*قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان،
بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: شهرت بادآورده![]()
*قبل از ازدواج صحبت تلفني بيمحاسبه زمان،
بعد از ازدواج اتهام به پرحرفي حتي براي ده دقيقه. ![]()
نتيجهگيري اخلاقي: حفظ عضلات صورت![]()
*قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي،
بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه. ![]()
عجیب ولی واقعی
ایا می دانستید که:
انسان تنها جانداری است که به پشت می خوابد
عطسه کردن با چشم های باز غیر ممکن است حتما امتحان کنید
در بدن انسان 97 هزار کیلومتر رگ وجود دارد
هر فرد به طور میانگین 4میلیون 200هزار بار در سال پلک میزند یعنی هر روز 11هزار 500 بار
70 درصد انرژی بدن صرف پلک زدن می شود
مرغ مگس خوار تنها پرنده ای است که میتواند به عقب پرواز کند
خون خرچنگ ها ابی است
گوش جیر جیرک در زانویش است
مورچه ها نمی خوابند
یک سوسک هفته ها بدون سر می تواند زنده بماند
کک ها 130 برابر قد خود می توانند بپرند
قلب میگو در سرش است
به حق چیزای ندیده پشه 47 دندان دارد
_________________
به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم ،به مشکلات بگو یه خدای
بزرگ دارم
آيا مي داني سرخپوستان چگونه كودكان خود را نامگذاري مي كردند؟![]()
پدر هنگام خروج از كلبه نام اوّلين چيزي را كه مي ديد بر كودك خود مي نهاد. مانند: گاو نشسته و آب خندان و اسب ايستاده و اسم هاي ديگر.
فريادهاي طاووس
طاووس با وجود زيبايي گيرايش مانند انسان فريادهايي مي زند كه در شب مي توانيم از مسافت هاي دور آن را بشنويم. در گذشته مردم خيال مي كردند كه اين، صداهاي اشباح است.
موش كور يكي از كوچكترين پستانداران در بريتانياست كه انرژي بسيار مي سوزاند تا اندازه اي كه ناگزير است هر روز غذايي بخورد كه هموزن خودش است و گرنه از گرسنگي مي ميرد.
كركس آفريقايي مي تواند سريع و ناگهاني توقّف كند به گونه اي كه بر ترمزهاي اتومبيل برتري دارد. هنگامي كه با سرعت نزديك به صد ميل حركت مي كند مي تواند فقط در طيّ بيست قدم كاملاً توقّف كند. ( توضيح اينكه هر ميل 1609 متر است)
اهالي گينه نو كلاه هاي ساخته شده از تار برخي انواع عنكبوتهاي آنجا را مي پوشند. گمان نكن كه اين كلاه ها ضعيف است و به سرعت فرسوده مي شود. زيرا واقعيّت برعكس آن است. اين كلاه ها آن قدر قوي هستند كه در طول عمر شخصي كه آنرا مي پوشد مي ماند.
آيا فكر مي كني كه كاشتن سيب زميني برشته ممكن است؟ يك بار كه كشاورزان محصول سيب زميني را در سرزمين ناتال در جنوب آفريقا جمع مي كردند، گرماي خورشيد خيلي بالا بود تا حدّي كه كشاورزان ديدند كه سيب زميني اي كه از زمين درآورده اند قابل خوردن است.
اگر مدادي را بگيري و خطّ پيوسته اي رسم كني تا مداد تمام شود. فكر مي كني طول اين خط چقدر شود؟![]()
شخصي سعي كرد و طول خط بيست و پنج ميل شد. (هر ميل 1609 متر است.)
شخص لبخند زننده، از عضلات صورتش فقط به هفده عضله احتياج دارد . در حالي كه شخص اخمو به 43 عضله احتياج دارد. پس لبخند بزن و عضلات خود را خسته نكن.
پرندگان همانند بشر لهجه هاي گوناگوني دارند . صداهاي يك گونه از پرندگان با صداهاي همان گونه از پرندگان در جاهاي ديگر جهان فرق مي كند.
دانشمندان تخمين مي زنند كه حدود ده ميليون نوع موجودات زنده در دريا هاي جهان وجود دارند كه نام هاي آنها شناخته شده نيست .
پيچيده ترين زبان
زبان اسكيمو كه مردمان اينوت در آمريكاي شمالي و گرينلند بدان سخن مي گويند، داراي شصت و سه صيغه براي فعل مضارع است و براي اسم هاي ساده گاهي تا سيصد و پنجاه و دو صرف وجود دارد .
جنگ توپ
در سال هزار و نهصد و شصت و نه به علّت مسابقه ي فوتبال جنگي ميان دو كشور السالوادور و هندوراس روي داد . در اين جنگ پيش از اينكه سازمان ملل آمريكا براي متوقّف كردن جنگ دخالت كند، حدود دو هزار نفركشته شدند.
اين نخستين جنگ در تاريخ به علّت فوتبال بود .
نام ها
حدود نيمي از ساكنان دانمارك در چهارده نام مشترك هستند كه شايع ترين آن ها عبارت است از: هانس و جينسن .
خورشيد نيمه شب
در دورترين نقطه ي شمال نروژ در سيزدهم ماه مي تا سي و يكم ماه ژولاي خورشيد غروب نمي كند و اين بدان معني است كه شما مي توانيد خورشيد را در نيمه شب ببينيد .
كشور درياچه ها
در فلاند شصت هزار درياچه وجود دارد كه ده درصد از مساحت كشور را مي پوشاند.
پوشش سر
يكي از بهترين راه هايي كه موجب شود شما احساس گرما كنيد اين است كه پوشش روي سرتان بگذاريد . زيرا بيشتر گرماي بدن از بالاي سر بيرون مي رود .
فكّ تمساح
فكّ تمساح آن قدر قوي است كه استخوان را به آساني مي شكند. ولي اين نيرو فقط وقتي است كه مي خواهد دهانش را ببندد. عضلاتي كه دهان تمساح را باز مي كنند آن قدر ضعيف هستند كه با يك دست مي توان آن را بسته نگاه داشت. ولي چه كسي جرأت اين كار را دارد ؟
خلاصه قسمت سی و چهارم جواهری در قصر
لینک مطالب پیشین
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
خلاصه قسمت سی و سوم سریال جواهری در قصر!( با یه نگارش دیگه)
چگونه ID ياهوي خود را از هکر پس بگيريد؟
ساده اما زيبا، مصمم اما بي خيال،
متواضع اما سربلند، مهربان اما جدي، سبز اما بي ريا،
عاشق اما عاقل.

و اما ادامه ماجرا.....
دکتر شین شروع به آموزش در مورد دارو و خواص آن می کند.او می گوید هر دارویی تاثیر خاص خودش را دارد اگر در جای مناسبی استفاده شود داروست ولی اگر بیماری را درست تشخیص ندهیم واشتباهی استفاده کنیم تبدیل به سم می شود.در این حال از یانگوم سوالی می پرسد ویانگوم پاسخ آنرا می دهد.دکتر شین در ادامه صحبت می گوید گیاهی مثل کرچک هندی وقتی برای اسهالی که به علت سرما ایجاد می شود استفاده شود مناسب است ولی اگر در اسهالی با علت گرما استفاده شود باعث مرگ می شود.سپس در ادامه از وظایف یک پزشک می گوید و اینکه اشتباه یک پزشک به قیمت جان فرد می تواند باشد واینکه شخص پزشک نباید مغرور باشد وفکر نکند که همه چیز را میداند .او خصوصیات کاملی از یک پزشک می گوید ودر آخر می گوید یک پزشک متواضع پزشکی واقعیست.

یانگوم با شنیدن این جملات پیش دکتر شین می رود و می گوید من بالاخره فهمیدم که مطمئن شدن از علت یک بیماری اشتباه بود اما دکتر شین می گوید نمی خواد که وانمود کنی عوض شده ای ذات یک شخص به این آسانی قابل تغییر نیست.بجای یک شخص باهوش باید شخصی بافکرپزشک شود و به او می گوید یا یک شخص متفکر شو ویا من تورا رد خواهم کرد.اینها که گفتم را روی استخوانهایت حک کن واجازه بده که در خونت جاری شود

یانگوم وشین بی در گوشه ای مشغول صحبت می شوند.شین بی از گذشته می گوید واینکه چرا می خواهد پزشک شود او می گوید وقتی جوانتر بودم بیشتر وقتها مریض بودم وخانواده من فقیر بود من میترسم که بمیرم.من همینطوری به کناری افتاده بودم اما پزشکی که مراکز محلی را بازدید می کرد مرا درمان کرد در خانه چیزی نبود که به او بدهیم مادرم از او آدرسی خواست تا بعدا به او بدهد ولی او قبول نکرد رو بمن کرد وگفت آیا تو حس می کنی بمن دینی داری؟من گفتم بله او در حالی که می رفت گفت آنرا به جامعه ادا کن ورفت

در یکی از روزها به یانگوم می گویند شخصی منتظر اوست .یانگوم می رود وبا تعجب می بیند یانگ داک برای دیدن او از ججو آمده.یانگ داک می گوید به چی خیره شدی منو دیدی سلام کن! یانگوم بسیار خوشحال می شود ومیپرسد که چی شما را تا هان یانگ آورده؟خودتون اومدید؟کی اومدید؟ ویانگ داک می گوید تو هنوز هم عجولی!صحبتهای بسیاری بین ایندو رد و بدل میشود

در همین حال که آنها مشغول صحبت هستند دکتر یونگ به آنجا می آید ومی گوید که یانگوم سه نمره منفی گرفته یانگوم از شنیدن این خبر بسیار ناراحت می شود و این خبر را باور نمی کند چون در امتحانات عالی بوده چطور سه نمره منفی می تواند بگیرد؟

یانگوم برای صحبت با استاد لی می رود ولی متوجه میشود او دارد با دکتر شین صحبت می کند.یانگوم در خلال این صحبت متوجه علت نمرات منفی که استاد لی به او وشین بی داده می شود.قضیه از این قرار است که استاد لی بر طبق عقیده اش از بانوان پزشک برای سو استفاده های جنسی استفاده می کند و در حقیقت از آنها شبیه فاحشه ای انتظار دارد و در این میان یانگوم و شین بی قبول نکرده اند بنایر این استاد لی به آنها سه نمره منفی داده.دکتر شین برای همین موضوع با استاد لی صحبت می کند اما استاد لی می گوید شما فقط مسئول نمرات درس پزشکی هستید و من عهده دار ادبیات وخصوصیات آنها هستم!دکتر شین می گوید آیا آنها راضی هستند که شان ومقامشان پست وخوار شود؟درحالی که پادشاه دستور توقف اینکارها را داده اند؟حرفهای او تاثیری نمی گذارد واستاد لی می گوید که شما با اشتباهی که در مورد تشخیص بیماری شخص مورد علاقه پادشاه داشتید باعث مرگش شدید واگر او بفهمد ازت نخواهد گذشت وبه این شکل حرفای شین بر او تاثیری نمی گذارد.یانگوم این سخنان را می شنود و ناراحتی واندوهش را با اشک بیرون می دهد.


دکتر شین به فکر فرو می رود او نمی تواند به این راحتی این سواستفاده ها را تحمل کندبنابر این از آنجا که او مسئول نمرات است تصمیم جالبی میگیرد روز بعد ودر هنگام گفتن نتیجه نهایی بعد از شش ماه آموزش او به تمام نفرات نمره منفی میدهد یعنی به همه سه نمره منفی که نشاندهنده این است که هیچکس قبول نشده است این موضوع به بالا میرسد و جناب دو با استادان تشکیل جلسه میدهد که سخنان آنها را بشنود که موضوع چیست.او از علت دو نمره منفی دکتر شین به یانگوم می پرسد او می گوید نمره منفی اول به این خاطر بود که او بدون داشتن گواهینامه پزشکی کرده بود و نمره منفی دوم به این خاطر بود که من تفاوت دارو را از او پرسیدم واو پاسخ داد و حس کردم او مغرور شده بنابر این به او نمره منفی دادم.اما یانگوم در خلال آموزش متوجه این نکات شد من می توانستم نمرات را پاک کنم ولی باید به همه یکسان نگاه می کردم.جناب دو سپس از استاد لی می پرسد و در خلال این پرسشها متوجه عقیده او در مورد سو استفاده از بانوان پزشک می شود

جناب دو تصمیم می گیرد خودش بانوان پزشک را امتحان کند .در خلال این امتحانات یانگوم عالی ظاهر می شود همچنین در سوالاتی که در مورد ادبیات بود شین بی ویانگوم بسیار عالی جواب می دهند که همین باعث تعجب جناب دو می شود

جناب دو قضیه را به اطلاع پادشاه میرساند ومی گوید که چطور این شخص با عقایدش از بانوان پزشک سو استفاده میکرد پادشاه بسیار متعجب می شود ومی گوید این کارها در زمان سلسله یو نسانگ وجود داشت و حتی در زمان پدرش هم وجود نداشته وزیر اوه می گوید که اگر پادشاه این کارها را ممنوع کند روی روحیه خدمتگزاران اثر می گزارد! ونباید فاحشه گری ممنوع شود اما پادشاه قبول نمی کند وبا قاطیت این کار را ممنوع می کند وبه دفتر بررسی ونظارت می گوید که از این پس به هیچ وجه نباید از بانوان پزشک در مراسم اینچنینی یا هر جای دیگر استفاده شود ودستور می دهد که استاد لی از آنجا اخراج شود

بالاخره روز موعد فرا میرسد و بانوان پزشک برای فهمیدن نتایج تلاششان بعد از شش ماه جمع می شوند

دکتر شین نتیجه نهایی را اعلام می کند.نوبت به یانگوم میرسد ولحظه زیبای عاشقان تشنه انتقام یانگوم فرا میرسد دکتر شین یانگوم را به عنوان کسی که به دارو خانه سلطنتی می رود انتخاب می کند.خوشحالی یانگوم بعد از شنیدن این خبر دیدنیست و آهنگ زیبای موفقیت که مدتها بود آنرا گوش نکرده بودیم نواخته میشود.بازگشت برای انتقام


در این حال شین بی هم به عنوان کسی که به دارو خانه سلطنتی میرود انتخاب میشود و دوست یانگوم با او در ادامه راه شریک میشود.افسر مین برای دیدن یانگوم می رود.یانگوم اول خودش را به ناراحتی میزند که یعنی قبول نشده!ولی بعدا چیزی را که برای ورود به قصر لازم است را نشان می دهد ومی گوید قبول شده.یانگوم وافسر مین هر دو خوشحال می شوند


در این حال قبل از بازگشت به قصر چند روزی یانگوم بهمراه افسر مین یانگ داک داگو و زنش بسر می کنند وصحبتهای زیادی بین آنها رد وبدل می شود.سرانجام روز موعود میرسد ویانگوم به سوی قصر می رود

با ورود به قصر مسئول آن قسمت به او وشین بی می گوید که آنها برای یکسال اینجا امتحان خواهند شد واگر در این مدت سه منفی بگیرند باید به قبل بازگردند و شخصی دیگر به آنها چیزهای لازم را می گوید

در این حال ملکه ناخوش می شود وبرای درمان او یئول ای شخصیت جدید مجموعه که دشمن یانگوم در محیط پزشکیست در قصر نمی باشد وآنها مجبور می شوند که برای اینکار تشکیل جلسه بدهند در این جلسه از بانوی اشپزخانه دربار هم دعوت میشود وقتی او می آید چهره او ویانگوم دیدنست.حدس می زنید چه کسی باشد؟گیوم یونگ به عنوان بانوی آشپزخانه دربار متعجب و وحشت زده در چشمان یانگوم نگاه می کند نگاه یانگوم هم سرشار از تعجب است....



میری توی یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ .....زاده ست...!

یه فایل zip دانلود میکنی به جز آنفلوآنزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن!! 
تو جستجوگر عکس گوگل ، تایپ میکنی ( کرگــــــدن ) عکس خودت رو پیدا میکنه ...!!!
میری تو یه سایتی اونقدر دنبال یه لینک میکنی تا آخرش مخت هنگ میکنه....
سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت میکنی وقت جستجو می افته صفحه 111400 !!!
روی لینک فقط بالای 18 سال
کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ !!!!!!
اينک هزاران سال از اولين نگاه عاشقانه اي که به آسمان دوخته ايم مي گذرد، در اين سالها چيزهاي بسياري آموخته ايم که به ياري آن ديدمان را از کيهان بهتر کرده ايم.
به کمک جادوي فناوري امروز مي توانيم به واقعيت اجرامي پي ببريم که زماني در مرزهاي باورهاي اساطيري مان زندگي مي کردند و امروز به حوزه مشهودات آمده اند؛ اما در اين روند رو به رشد و دوست داشتني پيشرفت علم ، برخي کشورها سرمايه هاي عظيم خود را فراموش کردند و بهايي عظيم و هنگفت و صدالبته بي دليل پرداخته اند.

برخي از اين سرمايه ها ديگر هيچ گاه بازنمي گردند، اما برخي ديگر را شايد بتوان تا حدي دوباره به يادها آورد. امروزه بسيارند دانشمندان فراموش شده ايراني که در دوران اوج و شکوه تمدني کهن که امروز جزو راويان خسته داستان هاي کهن ، کسي از آنها ياد نمي آورد، ...........
ادامه مطلب
![]() |
(لييونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كرهجنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا طرفداران زيادي دارد و به همينخاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است. لييونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگكنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه او را در بزرگترين سالنهاي خود برگزار كنند. لييونگآئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال 1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آنجا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايينترين قبايل آن كشور ملاقات كند.
يونگآئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژهترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ...........
ادامه مطلب
بس که دیوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه تنهایی ما می گذرد
به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشد و می گذرد.........
بی تو هر گز نمی توانم زندگی کنم
.
.
.
.
پس بیا با هم گور به گور بشیم
ازدواج مثل دستشویی می مونه .. اونایی که تو هستن می خوان بیان بیرون .. اونایی که بیرون هستن این پا اون پا می کنن برن تو !
هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون فدای تو
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟
آره زندگيم همينه !ديگه چاره ای ندارم !صبح تا شب اين شده کارم يا تو باشی و بخندم يا نباشی و ببارم
دل آدما به اندازهی حرفشون بزرگ نيست ......
امّا اگه حرفشون از دل باشه ، ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه !!!!!
اعاده اس ام اس اعاده زندگیست
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
( انجمن حمایت از بیماران اس ام اس ی )
زندگي دو چيز به من آموخت . . .
.
.
که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود
آرزوی جوجه تیغی: بغلش کنن.
آرزوی پاندا: عکس رنگی بندازه
آرزوی گوسفند: رو صندلی جلو وانت بشینه
آرزوی خر: نمی گم داغ دلت تازه نشه
كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!
توی دنيا عاشقا چه بی کسن
عاشقا عاقبتش خار و خسن
اينا رو گفتم برات تا بدونی
عاشقی خيلی خطرناکه حسن
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي
پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن
تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری
به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم
دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم
شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. شيرفرهاد ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...
واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه...
براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه...
عاشق کسي باش که دوستت داشته باشه
يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد ![]()
يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره
يارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین![]()
يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
زن خوب برای ازدواج بايد ۴ تا خصلت داشته باشه :
1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ..........
2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه
۳ - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ..............
۴- البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم
به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ...
بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم ![]()
![]()
آقا ی ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه
قلبمو هدیه می دم بهت مواظبش باش.نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
عشق مانند ساعتی شنی است که با قلب لبریز و با مغز تهی می شود
انسان با سه بوسه تکميل مي شود
1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري
2- بوسه عشق که يک عمر با آن زندگي مي کني
3-بوسه خاک که با آن با به عرصه ابديت مي گذاري
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه.
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محكم بكوبم توي سرت تا بفهمي كه فراموش كردن من چقدر سخت و دردناکه
دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه،
یکی ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه: اون گلی که زدی به يقهات، خارش اذيتت نميکنه؟
ميگه:
خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم میکنه
نظر بدین
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
خلاصه قسمت سی و سوم سریال جواهری در قصر!( با یه نگارش دیگه)
چگونه ID ياهوي خود را از هکر پس بگيريد؟
متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال بدنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار ميشود، روز امتحان دير از خواب بيدار ميشويد، بعد در ترافيك گير ميكنيد واحتمالاً از كوچه كه رد ميشويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان ميشويد بنابراين توصيه ميشود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!
متولدين ارديبهشت ماه: اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك ميگوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بيجنبه اند، آخر لزومي ندارد، به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شدهاي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان ميشنوي و چنان قهقه هاي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.
متولدين خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني ميباشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا ميشود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان ميدهند).
متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان ميباشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بيخيال فوق شويد. هروقت گاو پدربزرگتان تخم دوزرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول ميشويد.
متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نميباشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالعبيني و فالگيري، تماس بگيريد.
متولدين شهريور: اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد ميخورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.
متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل ميشود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل ميشوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.
متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه سانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه ميشود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.
متولدين آذرماه :ای جونممم..... عجب اختربختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق ميشوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بيشباهت به قلب (نيزهاش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون اذریها خیلی با هوشن واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)
متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور ميمانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول ميشويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!
متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين ميكنيم.
متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار ميشود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكدهي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي ميشوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نميبينند به چشم پزشك مراجعه كننند.
جوادترين اس ام اس لاو 2007: لاستيك دلمو را با ميخ نگاهت پنچر نكن!
همون اندازه که ستاره هست اگه ماه بود بازم اين آسمون بي تو سياه بود
امروز روز جهاني بهترين دوست هاي جهانه . اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم اين رو برام بفرست و اين پيغام رو براي همه بفرست ببين چندتاش به خودت برمي گرده ؟ اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتني هستي
اون نوشت: تو جهنم می بینمت عزیزم. آخه هر دومون جهنمی هستیم . . . تو به خاطر اینکه قلب منو دزدیدی . . . و من به خاطر اینکه تو رو پرستیدم . . . و من نوشتم: تو بهشت می بینمت عزیزم. آخه هر دومون بهشتی هستیم . . . تو به خاطر اینکه قلبت رو به من هدیه دادی . . . و من به خاطر اینکه دل یکی مثل تو رو با خودم دارم . . .
همیشه عکس همسرت رو بزار تو کیفت که هر وقت مشکلی واست پیش اومد به عکسش نگاه کنی و بدونی که مشکل بزرگتری هم داری
زندگي قصه مرد يخ فروشي ست که از او پرسيدند: فروختي؟ گفت: نخريدند.. تمام شد
زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .
چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن نيست.
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
نگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور ''قلبش '' مي گذارد نه دور سرش
براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .
دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد .
ثروتمند كسى نيست كه بيشترين ها را دارد؛بلكه كسى است كه به كمترين ها نياز دارد
درعالم دوچيزازهمه زيباتر است: آسمان پرستاره و وجداني آسوده
دليل موفقيت برخي از افراد انجام دادن کارهايي است که ديگران از انجام دادن آن سر باز ميزنند
خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد ، اما آن را در داخل لانه اش نمي اندازد
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به
انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا
دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد
شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن....
گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز ان تجربه امو خت اينده کتابي است که اکنون توسط تو نوشته مي شو دبکو ش تا انچه را مي نگاري بعد ازخواندنش لذت ببري..
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند،
به دنبالش برويد،
اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد.
مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنن
مغزهاي متوسط درباره حوادث
مغزهاي کوچک درباره مردم
تو خواهی آمد. می دانم که می آیی ، از پشت حصاری از باور نور ، از پشت دورترین دروازه های شب،جایی که مسافت در آن راه ندارد.
می آیی،می دانم که پنهان شده ای در میان پلکانی از یاس سپید ، در میان آوازی از نرگسهای شیراز،روزی خواهی آمد ، روزی که غوغای دلم تو را فریاد زند و فانوسی که در عمیق ترین نقطه قلبم تنها به سودای تو سوسو می زند شعله ور شود و تمامی وجود سرد و تاریکم را آتش زند و بسوزاند.
روزی که اشک سرد شقایق تن زخمی دشت تنهایی را سیراب کند ، روزی که تمامی جاده های متروک و لبریز از سکوت بی تو بودن ، پر شود از فریاد آمدنت.
پرده لاجوردی دلم را کنار زده ام،تو را حس می کنم ، در لا به لای هاله ای از نور ، صدایت می زنمن،تبسم نگاهت شاعرانه است و غریب.
بوی یاس سپید و اقاقیا تمامی درونم را نوازش می کند و لبهایم به ترنم این جمله ، صدای سکوت را در هم می شکند که تو خواهی آمد

مـی گــویــنـد :
شـخـصـی بــه کــوهـی رفـتـه بــود و سـالـهـا مـشـغـول ریـاضـت و عـبـادت بــود
خــداونــد هـم روزی ِ او را هــر روز بـصـورت مــقـرری مـی رسـانــد
یکـوقـت بعـنـوان امـتـحـان ، خــداونــد یـک شـبـانـه روز بـه او چــیـزی نـرسـانــد
عـابـد نـاراحـت شـد و در صـدد بــر آمــد چــیـزی بـرای خـوردن پــیـدا کـنـد
بــه هـمـیـن جـهـت بـه چـادرهـایـی کـه در تـپـۀ مـجـاور بـود رفـت
و کـمـی از آنـهـا نـان گــرفـت و بـرگـشـت .
امــا سـگ صـاحـب چــادر او را تـعـقـیـب مـی کــرد و قـصـد حـمـلـه داشـت .
عــابــد هــرچــه بـه او نـهـیـب مـی زد فــایــده نــداشـت .
بـالاخــره عــاجــز شـد و گـفـت :
ای پـس فـطــرت مـگــر مـن بـجــز یـک تـکـه نـان از صـاحـب تـو گــرفـتـه ام ؟
سـگ بــزبــان آمــد و گـفـت :
پـس فـطــرت تــویــی .
مـن سـالـهـاسـت در خــانــۀ ایـن مــرد پـاسـبـانـی مـی دهــم
آیـا تـکـه نـان خـشـکـی یـا مـشـتـی اسـتـخـوان بــه مـن بــدهــد یـا نــدهــد
ولــی هــرگــز جـای دیـگــر نــرفـــتـم.
ولـی تـو یـک شـبـانـه روز ، روزی ات را خــداونــد نــرسـانــد
آمــدی و از صـاحـب مـن کـه کـافــر اسـت نـان خــواسـتـی .

بیا مهدی بیا مهدی(عج)
خلاصه قسمت سی و سوم سریال جواهری در قصر!( با یه نگارش دیگه)
چگونه ID ياهوي خود را از هکر پس بگيريد؟
زهجران تو گریانم
نظیر شمع سوزانم
پریشانم پریشانم
بیا مهدی بیا مهدی(َََََِعج)
نشستم من به راه تو
به امید نگاه تو
که بینم روی ماه تو
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
به سوی مانظر بنما
زما دفع خطر بنما
زبزم ما گذر بنما
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
فراقت کرده دلگیرم
من از جان وجهان سیرم
زدوری تو می میرم
بیا مهدی بیامهدی(عج)
به جسم ناتوان جانی
به جان خسته جانانی
به هر دردی تو درمانی
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
به دل دارم ولای تو
به سر دارم هوای تو
گدایم من گدای تو
بیا مهدی بیا مهدی(عج)
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ...

که گلی باچشمی ..
بلبلی با نوشی ...
رنگ زیبای خزان باروحی...
نیش زنبوز عسل بانوشی...
عشقبازی به همین اسانیست ...
شاعری با کلماتی شیرین ...
دست ارام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی ...
وچراغ شب یلدای کسی با شمعی...





