أنا ما أقول كل عام وأنت بخير لكن اقول انت ألخير لكل عام
پس از ساعت ها تلاش یانگوم از پادشاه می خواهد که چشمان خود را باز کند و پادشاه چشمان خود را باز می کند و متوجه خوب شدن چشمان خود می شود...

ملکه که از این ماجرا خرسند است از یانگوم می پرسد چگونه توانسته است این کار را بکند و یانگوم توضیح می دهد که بله اون بهکت بود اما علت آن چیز دیگری بود و علت آن التهاب نصفی از کبد بود و این بیماری در ابتدا به صورت آنفولانزا دیده می شود واین بیماری گسترش پیدا کرده به روده و خون و رگها و در نهایت به چشم ها سرایت می کند...

من هم اول فکر می کردم که بیماری بهکت است اما زمانی که نبض پادشاه را گرفتم متوجه شدم که علت می تواند از جای دیگر باشد و آن هم به خاطرمسمومیت آرسنیک بوده است و این آرسنیک در شیری بوده است که ایشان هر روز استفاده می کردند و این شیر از گله هایی بوده است که از آن آب زمینی می خوردند که در آن ارسنیک بوده است که همان منبع چشمه های آب گرم بوده است زیرا در آن چشمه های آب گرم آرسنیک بوده است، در همین زمان پادشاه که از بدست آوردن سلامتی خود خوشحال است از او می پرسد که نام تو چیست، که او می گوید اسم من یانگوم است...
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب


